![]() |
![]() |
|
| ..×عاشقانه های بلند برای روزهای کوتاه×.. |
|
ما به كدام جانب از جهان سربريده ي خويش سفر مي كنيم؟
اينجا از هر هزار جوجه ي ارغوان
تنها تولد يكي از غشاي غنچه ي تقدير ميسر است.
با اين همه..جهان چه كوچك است..ستاره ي مغموم من!
بادهاي شمال از آن سوي بادهاي جنوب مي آيند
و باد جنوب مسافري از زائران بادهاي شمال است.
چه بايد كرد؟
وقتي كه هيچ آسمانيم نيست..من از همين دريچه ي كوچك
به روياي پرنده ي نوپروازي مي انديشم
كه با بالهاي ساده اش..تنها تكلم گامهاي مرا مي شمرد.
ما به كدام جانب از جهان سربريده ي خويش سفر مي كنيم؟
چه بايد كرد؟
وقتي كه هيچ آسماني..بي آسمان و بي دريچه حتي
در چارچوب شكسته ي اين تخته بند بي تركيب
من به اندوه جاده هاي بي پاياني مي انديشم
كه هيچ مسافريشان در راه نيست.
گونه بر گمان ديوار و
ديده در انتظار رويا.
مهم نيست!
هرچند هيچ آسماني را به رويا نديده ام
اما روزي از همين روزها
عنقريب ستاره اي گمنام
سراغ مرا از چكامه ي گريه هاي تو خواهد گرفت...
س.ع صالحی
|
|
+ نوشته بر باد
شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 0:22 به دست آلیس |
|
|
آغاز دلتنگی بادصبا گلخانه |
| بدان.. |
خدا روستا را
بشر شهر را... ولی شاعران آرمانشهر را آفریدند که در خواب هم خواب آن را ندیدند! |
| برای امروز دوست دارم.. |
|
سکینه! عشق اشتباهی! اگه چشمات بگن آره برای آخرین بار.. مهتاب آهای خوشگل عاشق... give tanx to allah نفرین تولدت مبارک روزهای قبل دوست داشتم.. |
| آنچه پیشتر بر باد رفته.. |
|
شهریور 1388 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
|
RSS
|